|
 |
|

|
اشعار
هر ماه يك شعر تازه
بدرود
در آغاز سفر مي سوزم
واپسين رفتني
كه ديگر آمدني نخواهد داشت
بدرودي بدون درود
و وصيت مي كنم
كه هر چه از من به ارث مانده است
به عشق دهيد.
چه
خوب كردي آمدي
چه خوب كردي آمدي
ناز من!
راه ها
تيره ترين و بلند
ترين شعرهاي بودن
شده بودند.
و چشم هاي خسته ام
دوردست ترين منظره
ها را
مي پاييد.
تا مگر نشان تو
آيتي باشد
براي تنهايي ام
و غمهاي بلندم
كه همه غزلهاي مرا
تاريك ساخته بودند.
چه خوب كردي
آمدي
باغ دلم
شكفت!.
|
![[ اخبار ]](t_news1.gif)
|
|
|
هرگونه كپي برداري از اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.
|
|
| |
|